شد شد نشد نشد
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

وقتی کسی برایم دعای خیری می کند ،بیت اول این شعر ناخودآگاه بر لبانم جاری می

شود  و  آنگاه احساس می کنم که پرواز می کنم ، راه نمی روم .

 

ای دل جهان به کام تو شد شد نشد نشد
دولت اگر غلام تو شد شد نشد نشد
این دختر زمانه که هر دم به دامنی ست
یکدم اگر به کام تو شد شد نشد نشد
این سکه ی بزرگی و اقبال و سروری
یک روزهم به نام تو شد شد نشد نشد
چون کار روزگار به تقدیر یا قضاست
تقدیر بر مرام تو شد شد نشد نشد
روز ازل چو قسمت هر چیز کرده اند
عیشی اگر سهام تو شد شد نشد نشد
چون باید عاقبت بنهی خانه را به غیر
آباده کاخ و بام تو شد شد نشد نشد
زان می که تر کنند دماغی به روز غم
یک قطره گر به جام تو شد شد نشد نشد
دامی به شاهراه مرادی بگستران
این صید اگر به دام تو شد شد نشد نشد
یک دم غنیمت است بنوشان و می بنوش
صبح امید شام تو شد شد نشد نشد
در درگه ملک چو غلامان بزی حکیم
بر حضرتش مقام تو شد شد نشد نشد.

 

 

میرزا علی نقی خان حکیم الممالک متخلص به حکیم

 

                                                                            شادباشید ...