انسان و آدم
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: انسان شناسی

انسانم

 موجودی  از :

سلسله  جانوران – شاخه مهره داران

رده پستانداران – راسته نخستیان(پریمات ها)

– تیره انسان نماها – جنس یا سرده انسان

ها(Homo) – گونه بخرد(sapiens)

 

انسان بودنم هنر نیست  !

من از  تیره انسان نماهایم  , از جنس انسان .

هنر که نکرده ام انسانم ؛

انسان به دنیا آمده ام !

بچه انسان بدنیا  آمده ام , همانگونه که یک الاغ , کره الاغ بدنیا

می آید .

بزرگ می شوم , بالغ می شوم  ,تولید مثل می کنم , پیر می

شوم  و می میرم  .

کره الاغ هم همین طور  !

بزرگ می شود  , بالغ می شود , تولید مثل می کند , پیر می

شود و می میرد  .

 فرق من با الاغ چیست ؟!

او کت و شلوار نمی پوشد  ؛ من می پوشم ؟!

او کراوات نمی زند  ؛ من می زنم ؟!

بلد نیست آرایش کند و من بلدم  ؟!

 

براستی فرق بین انسان  " اشرف مخلوقات  ! "

با الاغ چیست ؟!

اشرف مخلوقات بودنش برای چیست  ؟!

فرقش با حیوان چیست ؟!

یادش به خیر استادی که می گفت :

 

      اسب که از مادر بدنیا می آد  ؛ اسبه  !  

      می میره  ؛ اسبه   !

      ولی تو چی ؟! 

      بشر !    برو جلو  !

 

بله !

کره الاغ بدنیا می آد و الاغ پیر از دنیا می ره .

وای بر من  ! اگه بچه انسان به دنیا  اومدم ؛

انسان پیره از دنیا برم  !

وای بر من !

انسانم !

اشرف مخلوقات !

خلیفه خداوند بر روی زمین !

وای بر من ! اگه فقط بزرگ بشم .

وای بر من ! اگه فقط پیر بشم  .

وای بر من  !

اگه نفهمم این جا چه می کنم .

اگه نفهمم که کیم .

اگه نفهمم فرقم  با الاغ چیه .

وای بر  من !

اگه ندونم اینجا کارگاه آدم سازیه .

اگه ندونم  اینجام که  به درجه آدمیت برسم  .

اگه ندونم اینجام که رشد بکنم ؛ و رشد کردن,بزرگ شدن

نیست .

اگه ندونم اینجام که به  اصلم بر گردم .

به آدم .

به درجه ای که از آن سقوط کرده ام .

وای بر من  !

اگه ندونم چرا تو بهشتم نیستم .

وای بر من اگه بهشتم از یادم بره .

وای بر من اگه تو جهنم اتراق کنم و برا همیشه ماندگار بشم .

 

نه حیوانم که طبیعی باشم  , نه آدمم که مثل

آدم زندگی کنم .

انسانم !

موجودی فراموشکار  !

اصلم را به یاد ندارم . آدم بودنم را به یاد ندارم ؛

طبیعتم نیز از یاد رفته است  !

 

در طبیعت هیچ حیوانی برگ گیاهان را لوله نمیکند و آتش نمی

زند و دودش را استنشاق نمیکند ؛  من می کنم . 

در طبیعت هیچ حیوانی روی غذایش نمک نمیریزد  ؛ من می

ریزم  .

در طبیعت هیچ حیوانی در غذایش روغن نمیریزد ؛ من می

ریزم .

در طبیعت هیچ حیوانی حرص نمی زند ؛ منمی زنم .

خرگوش هرگز هویج را در آب و شکر نمیجوشاند اما بیمار

دیابتی ام می گوید:        

 

   "   خانم دکتر !  مربا بخورم ؟!   "

 

در طبیعت هیچ حیوانی پر خوری نمی کند وچاق نمی شود ؛ اما

من تا مرز ترکیدن میخورم و بعد راه می افتم از این دکتر به آن

دکتر .

 دکتر بدادم برس  !

قند ! 

اوره !

چربی !

زانوم !

رگهای قلبم !

اعصابم !

هیکلم !

ای وای شوهرم !

 

وای بر تو ای انسان !

ببین از کجا به کجا رسیده ای !

فردوست کجاست ؟!

قلمرو پادشاهی ت کو ؟!

تو که تا خرخره در لجن فرو رفته ای !

تو که غرق کثافت شده ای !

تا کی ؟!

باغ عدن ت کو  ؟!

تا کی بد بختی ؟

تا کی در بدری ؟

کی قراره به خودت بیای ؟

کی قراره از این خراب آباد برگردی ؟!

تا کی قصرت  خاک بخورد و تو چون گدا آویزان

این و آن باشی  ؟!

تا کی عزیز ؟!

تا کی ؟! 

 

 

     باشد که همه موجودات از درد و رنج رها باشند 

 

                                                       شاد باشید ...