زور نزن !
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: درمان یبوست

 زور نزن ! 

 

اگه یبوست داری  , زور نزن ! 

زور بزنی ؛ یا بواسیر می گیری یا مقعدت پاره می شه  .

زور نزن !

این سیستم خودکاره , اتوماتیکه .

نیاز نیست زور بزنی ؛ خودش اتفاق می افته .

دفع مدفوع کار تو نیست .

فقط آرام بشین .

تو زندگی هم  زور نزن !

 اگه زور بزنی , یا بواسیر می گیری یا  پاره می شی  .

فقط اینجا  , بواسیرش یه مدل دیگه س ,پارگیش یه مدل دیگه

اس  :

 استرس , اضطراب , افسردگی , بی خوابی,زخم معده و روده ,یبوست  , اسهال , روده تحریک پذیر ، کولیـت ،سکته مغزی و قلبی ،سرطان ،ام اس ، آرتریت روماتیسمی ،چاقی و  ...

 زور نزن عزیز !

چرا خیال می کنی زیر کاینات  , یه ستون زدن و اونو دادن دست

تو  ؟

و تویی که نگهش داشتی .

چرا خیال می کنی ولش کنی می افته ؟!

ولش کن  !

باور کن  خودش ایستاده .

باور کن تو هیچ کاره ای !

  خودش ایستاده !

 ولش کن !

 زور نزن لطفا"  !

این سیستم خودکاره , حساب و کتاب داره ,قانون داره  !

با زور زدن چیزی عوض نمی شه .

این رودخونه خیلی بزرگه , هر چقدر هم شناگر قابلی باشی ؛

این جا مجالی برای شنای تو نیست , اگه شنا کنی ,غرق می

شی .

دست و پا نزن  !

شنا نکن !

آروم بگیر  .

بسپار خودتو به رودخونه .

رودخونه در نهایت به دریا می رسه  .

آروم بگیر عزیز .

زور نزن .

کجا  ؟! با این عجله .

کجا ؟!


           باشد که همه موجودات در صلح و آرامش باشند

                                       

                                                                    شاد باشید ... 


 
جایگزین نکن ! ریشه را بزن ! رها شو !
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: چاقی

جایگزین نکن !  ریشه را بزن !  رها شو  !

 چند روز پیش آقای جوانی همراه خانمش  برای درمان چاقی

آمده بود ، می گفت به موادی مثل هروئین ، شیشه ، تریاک ،

سیگار و ...  وابسته بوده و به جزسیگار بقیه را ترک کرده

است ، گفت بعد از ترک مواد در یک ماه 30 کیلو افزایش

وزن داشته  .

خانمش می گفت : "  هر چی می خوره سیر نمی شه ، دچار

پر خوری شدید شده . "

به این آقا گفتم  :

تو مواد را ترک نکردی ؛ آنرا جایگزین کردی .

تا به حال فشار های درونت را با مواد سرکوب می کردی ؛

حالا این کاررا با غذا می کنی .

تو هنوز هم معتادی ؛ ترک نکردی .

ریشه اعتیاد تو هنوز سر جاشه ، اعتیاد تو درمان نشده ؛ فقط

نوع مصرف تغییر کرده .

کسانی که سیگار را ترک می کنند هم چاق می شوند .

دلیلش این است که ریشه سیگار کشیدن قطع نشده ، ریشه

هنوز سر جایش هست  ؛

فقط جای سیگار با غذا عوض شده است .

این مسئله بسیار ساده است .

اگر علف هرز توی باغچه را از ریشه در نیاوری ؛ دوباره

رشد خواهد کرد .

 مواظب باش !

نکند داری وقتت را تلف می کنی .

نکند ریشه سر جای خودش هست و تو داری هر روز مواد

مصرفی خودت را عوض می کنی .

یک روز مواد مخدر .

یک روز س .ک .س .

یک روز غذا  .

 ریشه را بزن !

جایگزین نکن .

رها شو !

از ریشه ! 

 رها شو و رهایی را جشن بگیر !

 رها شو و پرواز کن !

 رها شو !

                             باشد که همه موجودات آزاد و رها باشند 

 

 

                                                                    شاد باشید ...


 
ﮐﺮﺑﻠﺍ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﺖ ! برگرد .
ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دل نوشته

پنج شنبه 12 دی ماه 1392 ( تعطیلات 4 روزه 28 صفر )

ﺍﻟﻮ ﺍﻟﻮ ... 

 ﺍﺯ ﮐﺮﺑﻼ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ .  به خانه پدر و مادرش  .

خواهرش گوشی را بر می دارد .

ﺍ ﻟﻮ ، فلانی  هستم . به بابا ، مامانت بگو که من کربلا هستم ، اگر می خواهند زنگ بزنند .

این آقا را می شناسم . سالها پیش به خاطر عیاشی ، خوش گذرانی ، بلند پروازی و مهمتر از همه حماقتش ، همه دار و ندار پدرش را بر باد داده بود و در عوض آن به پدرش در خانه ای اجاره ای مخارج بخور و نمیری می داد .

چند سال پیش با زنی هم کیش خویش آشنا شد و بر آن شد تا آن ماهیانه بخور و نمیر را هم خرج سفر های خارجی  و فخر فروشی اش کند . به پدر و مادرش گفت  : یا این زن را تایید می کنید یا دیگر از ماهیانه هم خبری نیست .

پدر و مادرش هم که سالها با عزت و شرف زندگی کرده اند با او معامله نکردند ، آن هم بر سر چیزی که حقشان بود و در عوض نابود ی زندگی شان می گرفتند و به خواستگاری آن زن نرفتند و او نیز مقرری ماهیانه شان که یک بیستم درآمد ماهیانه اش بود را قطع کرد و پدر و مادر را به امان خدا رها کرد . 

این بار نیز بار این مسئولیت به دوش خواهرش افتاد که سالها تاوان گند کاری های او را داده بود . خواهرش که لقب زینب ستم کش را پدرش به او داده است چند سالیست که این بار را نیز بر دوش می کشد ، نگهداری از پدر و مادر از کار افتاده ، پیر و بیماری که نه خانه دارند ، نه بیمه و نه حقوق بازنشستگی . 

پدر و مادرش پسر  را  مرده فرض کرده اند و اجازه آمدن بر جنازه شان را نیز به او نمی دهند .

پسر که پدر و مادر را به این طریق از سر باز کرد . عروسی ای بر پا کرد که در آن همسایه های 45 سال پیش پدر و مادر بودند اما پدر و مادر روحشان نیز از آن خبر نداشت ، تمام آشنایان و فامیل بودند الا خانواده داماد .

حالا امروز بعد از چند سال رها کردن پدر و مادر ، از کربلا زنگ می زند که من اینجام ! 

آری عزیز ، تو آنجایی ، اما راه را اشتباهی رفته ای .

کربلا اینجاست .

زینب ستمکش اینجاست .

طفلان در به در مسلم اینجایند .

ببین خانه ات را بر خاکستر  خیمه سوخته ی که بنا نهاده ای .

ببین مخارج عروسی ات از جیب که در آمده است .

ببین با پول چه کسی به کربلا رفته ای .

کربلا اینجاست !

راه را اشتباه رفته ای .

 

بر گرد .

 هر مکه رفته ای که حاجی نیست !

هر کربلا رفته ای که حسینی نیست !

این روزها دیگر بدرد بلوف زدن هم نمی خورد .

این روزها همه می دانند او که قربانی می برد کهریزک , شاید  پدر و مادرش را در خیابان رها کرده باشد .

این روزها همه می دانند او که دم از سرپرستی 20 بچه بی سرپرست می زند , شاید پدر و مادرش را دیگری نگهداری و سر پرستی می کند .

این روزها همه می دانند که بعضی ها فقط خودشان را پشت نقاب حاجی و کربلایی و خیر پنهان کرده اند .

آری این روزها همه می دانند ...

 

                                      دل خوش از آنیم که حج میرویم

غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم 

او که همینجاست کجا میرویم

حج بخدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هرکه علی گفت که درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب

شب همه شب گریه و امن یجیب

 


 
انسان یعنی ...
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: انسان شناسی ، خودشناسی

انسان یعنی ...

کلمه  انسان   از "  نسیان " به معنی فراموشیگرفته شده

 است .

انسان یعنی فراموشکار  .

 بله !

انسان فراموش کرده  است !

انسان !

اشرف مخلوقات !

خلیفه خدا روی زمین !

اصلش را فراموش کرده است .

و

تمام دردهای انسان حاصل این

فراموشی ست.

انسان خودش را از یاد برده است .

خویشتن خودش را از یاد برده است .

 

و تا روزی که به خودش بر نگردد رنگ آسایش را نخواهد دید  .

تا روزی که به خویشتن خودش بر نگردد  , در جهنم  جای خواهد

داشت .

دقت کرده اید ؟!

 وقتی از سفر یا مهمونی به خونه بر می گردید ؛

آخیش  ! هیچ کجا خونه آدم نمی شه .

بازگشت به خانه !!

و انسان  تا زمانی که به خانه باز نگردد هم چنان در رنج و

عذاب خواهد بود .

تا زمانی که به خودش , به اصلش بر نگردد , هم چنان آواره

خواهد بود .

همه بدبختی های انسان حاصل فراموشی است .

و 

رهایی حاصل به یاد آوردن  .

 

باشد که ؛

      همه موجودات از درد و رنج رها باشند 

 

                                                                                                                                شاد باشید ...


 
آدم کیست؟؟
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: انسان شناسی ، خودشناسی

 

آدم کیست ؟!

 

چرا آدم بودن  این همه مهم است ؟!

چرا آدم بودن این همه مشکل است ؟!

از قدیم گفته اند :

                  ...   شدن ، چه آسان ؛  آدم شدن چه مشکل !

 

البته خیلی ها می گویند :   آدم بودن محال است !

 راستی !  

چرا با خواندن  یک کتاب می شود بالای منبر رفت ولی با خواندن هزارتا

کتاب هم نمی شود آدم بود ؟!

بارها شنیده اید که فلانی اگه ده تا دکترا هم بگیرد ، آدم نمی شود.

چرا ؟!

چرا وقتی می خواهیم به کسی  فحش بدهیم  می گوییم  :

 تو که آدم نیستی !

یا 

مگه تو آدمی ؟!

 مگر این  آدم کیست که آدم نبودن فحش به حساب می آید ؟!

 فرق  انسان با آدم چیست ؟!

 آدم بودن یعنی چی ؟! 

 

آهای تو  !  بله تو  !  تویی که در حال خواندن این متن هستی !

 به نظرت تو آدمی ؟!

تا حالا به این فکر کردی که آدمی یا نه ؟

 بیشتر مردم فکر می کنند آدم کسی است که آزارش به دیگری نرسد  

، حق کسیرا پایمال نکند  ، حتی حق خودش را به دیگران بدهد .

خیلی وقتها مردم کسی  که بیمار است ، یعنی اختلال شخصیت دارد

را آدم میدانند . منظم است ، خیلی خوب است ، آزارش به مورچه هم

نمی رسد ، آخر اخلاق است ،اهل هیچ خلافی نیست ، همه عاشقش

می شوند . ( البته نه همهکسانی که اختلال شخصیت دارند دارای این

ویژگی ها هستند و نه همه کسانی کهاین ویژگی ها را دارند ، اختلال

شخصیت  دارند .) 

بعضی وقتها خوب بودن را نشان آدم بودن می دانند .

 راستی  ! 

این آدم کیست ؟!

 می دانید  ، شاید اگر یک آدم ببینید به نظرتان دیوانه بیاید .

آدم  !

همان آدم ابولبشر که در بهشت زندگی می کرد  !

 

آدم بودن اصلا" به معنی خوب بودن نیست  !

اگر یک آدم ببینید شاید از زیبایی اعمال و حرکاتش هوش از سرتان

برود ، به اینخاطراست که پدر و مادرها  همیشه  از بچه ها می خواهند

که مثل آدم زندگیکنند .

آدم خیلی کمیاب است .  شاید یک قرن ، کل دنیا حتی 10 آدم را

به خود نبیند

 آدم نهایت یک انسان است !

اگر دوست دارید بدانید یک آدم واقعا" چه جوریست ؛ کافیست به یک

 بچه  یک یا دو ساله نگاه کنید .

 گرسنه باشد ؛ داد میزند .

گرسنه باشد ؛ غذا می خورد .

سیر باشد ؛ به زور هم غذا نمی خورد .

حتی اگر به زور غذا را در دهانش بگذارید ، آنرا قورت نمیدهد ، لقمه را

ازدهانش بیرون می ریزد .

هرجا خوابش بگیرد ؛ همانجا می خوابد .

ناراحت باشد ؛ گریه می کند .

شاد باشد ؛ می خندد .

نقاب نمی زند ،  خودش است ، طبیعی طبیعی !

وقتی غذا می خورد ؛ فقط غذا می خورد .

برایش مهم نیست لباسی که پوشیده چقدر می ارزد ،

اهمیتی به ریختن غذا روی لباسش نمی دهد ؛ برایش فرقی نمی کند

، فقط غذا میخورد .

مهم نیست که پدر با چه جان کندنی این لباس را خریده است ،

مهم نیست قیمت دلار چند است .

بچه وقتی بازی می کند ،  فقط بازی می کند ؛ دیگر کاری به حوادثی که

در مهد کودک اتفاق افتاده ندارد ، او این جاست و در این لحظه ؛

به دیروز و فردا کاری ندارد . 

 این مهمترین ویژگی یک آدم است .

 بودن در این جا و دراین لحظه  

 

حالا ببین تو آدمی  ؟!

ببین حتی یک لیوان چای را مثل آدم خورده ای ؟!

غذا می خوری ولی اینجا نیستی .

غذا می خوری ولی در خاطرات سالها پیش یا خیالات سالها بعد بسر

می بری .

گرسنه باشی یا نباشی می خوری .

تا خرخره خورده ای اما هنوز در حال خوردنی !

چرا که در خواب می خوری .

اینجا نیستی .

در این لحظه هم نیستی .

یک جای دیگر !

سالها پیش یا سالها بعد !

خوابت می آید ، خمیازه می کشی ؛ اما نمی خوابی .

حالا به رختخواب می روی ؛ اما دریغ از خواب ! سه ساعت می غلطی ،

آخرهم با کلی قرص خواب آور به خواب میروی .

غمگینی ولی  می خندی .

شادی ولی  نمی خندی  .

روی صورتت همیشه نقاب داری .

راه می روی ولی در خواب  !

رانندگی می کنی ؛ در خواب ! 

غذا می خوری ؛ در خواب !

خواب  خوابی !

هیچ چیزت به آدم نمی ماند !

نه خوردنت ،  نه راه رفتنت ، نه خوابیدنت ، نه حرف زدنت .

هیچ چیزت به آدم نمی ماند  !

خواب خوابی !

آدم یک انسان آگاه و بیدار است  .

نه کسی که در خواب بسر می برد .

بیدار شو !

اگر می خواهی آدم باشی بیدار شو !

اگر به تریج قبایت بر می خورد که آدم نیستی ، بیدار شو !

کسی که در خواب است آدم نیست !

کسی که درخواب است قدرتی ندارد !

قدرت در اختیار انسان های آگاه و بیدار است !

بیدار شو ! 

آدم باش !

 

                                                  شاد باشید ...


 
انسان و آدم
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: انسان شناسی

انسانم

 موجودی  از :

سلسله  جانوران – شاخه مهره داران

رده پستانداران – راسته نخستیان(پریمات ها)

– تیره انسان نماها – جنس یا سرده انسان

ها(Homo) – گونه بخرد(sapiens)

 

انسان بودنم هنر نیست  !

من از  تیره انسان نماهایم  , از جنس انسان .

هنر که نکرده ام انسانم ؛

انسان به دنیا آمده ام !

بچه انسان بدنیا  آمده ام , همانگونه که یک الاغ , کره الاغ بدنیا

می آید .

بزرگ می شوم , بالغ می شوم  ,تولید مثل می کنم , پیر می

شوم  و می میرم  .

کره الاغ هم همین طور  !

بزرگ می شود  , بالغ می شود , تولید مثل می کند , پیر می

شود و می میرد  .

 فرق من با الاغ چیست ؟!

او کت و شلوار نمی پوشد  ؛ من می پوشم ؟!

او کراوات نمی زند  ؛ من می زنم ؟!

بلد نیست آرایش کند و من بلدم  ؟!

 

براستی فرق بین انسان  " اشرف مخلوقات  ! "

با الاغ چیست ؟!

اشرف مخلوقات بودنش برای چیست  ؟!

فرقش با حیوان چیست ؟!

یادش به خیر استادی که می گفت :

 

      اسب که از مادر بدنیا می آد  ؛ اسبه  !  

      می میره  ؛ اسبه   !

      ولی تو چی ؟! 

      بشر !    برو جلو  !

 

بله !

کره الاغ بدنیا می آد و الاغ پیر از دنیا می ره .

وای بر من  ! اگه بچه انسان به دنیا  اومدم ؛

انسان پیره از دنیا برم  !

وای بر من !

انسانم !

اشرف مخلوقات !

خلیفه خداوند بر روی زمین !

وای بر من ! اگه فقط بزرگ بشم .

وای بر من ! اگه فقط پیر بشم  .

وای بر من  !

اگه نفهمم این جا چه می کنم .

اگه نفهمم که کیم .

اگه نفهمم فرقم  با الاغ چیه .

وای بر  من !

اگه ندونم اینجا کارگاه آدم سازیه .

اگه ندونم  اینجام که  به درجه آدمیت برسم  .

اگه ندونم اینجام که رشد بکنم ؛ و رشد کردن,بزرگ شدن

نیست .

اگه ندونم اینجام که به  اصلم بر گردم .

به آدم .

به درجه ای که از آن سقوط کرده ام .

وای بر من  !

اگه ندونم چرا تو بهشتم نیستم .

وای بر من اگه بهشتم از یادم بره .

وای بر من اگه تو جهنم اتراق کنم و برا همیشه ماندگار بشم .

 

نه حیوانم که طبیعی باشم  , نه آدمم که مثل

آدم زندگی کنم .

انسانم !

موجودی فراموشکار  !

اصلم را به یاد ندارم . آدم بودنم را به یاد ندارم ؛

طبیعتم نیز از یاد رفته است  !

 

در طبیعت هیچ حیوانی برگ گیاهان را لوله نمیکند و آتش نمی

زند و دودش را استنشاق نمیکند ؛  من می کنم . 

در طبیعت هیچ حیوانی روی غذایش نمک نمیریزد  ؛ من می

ریزم  .

در طبیعت هیچ حیوانی در غذایش روغن نمیریزد ؛ من می

ریزم .

در طبیعت هیچ حیوانی حرص نمی زند ؛ منمی زنم .

خرگوش هرگز هویج را در آب و شکر نمیجوشاند اما بیمار

دیابتی ام می گوید:        

 

   "   خانم دکتر !  مربا بخورم ؟!   "

 

در طبیعت هیچ حیوانی پر خوری نمی کند وچاق نمی شود ؛ اما

من تا مرز ترکیدن میخورم و بعد راه می افتم از این دکتر به آن

دکتر .

 دکتر بدادم برس  !

قند ! 

اوره !

چربی !

زانوم !

رگهای قلبم !

اعصابم !

هیکلم !

ای وای شوهرم !

 

وای بر تو ای انسان !

ببین از کجا به کجا رسیده ای !

فردوست کجاست ؟!

قلمرو پادشاهی ت کو ؟!

تو که تا خرخره در لجن فرو رفته ای !

تو که غرق کثافت شده ای !

تا کی ؟!

باغ عدن ت کو  ؟!

تا کی بد بختی ؟

تا کی در بدری ؟

کی قراره به خودت بیای ؟

کی قراره از این خراب آباد برگردی ؟!

تا کی قصرت  خاک بخورد و تو چون گدا آویزان

این و آن باشی  ؟!

تا کی عزیز ؟!

تا کی ؟! 

 

 

     باشد که همه موجودات از درد و رنج رها باشند 

 

                                                       شاد باشید ... 


 
چرا این همه درد می کشیم ؟!
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

درد چیه ؟ 

 

چرا  این همه درد می کشیم  ؟

 

تو رحم مادر , نه غم نون داری  و   نه می دونی درد چیه  .

با یه کله گنده , از یه مجرای تنگ , با زور , با یه

دنیا درد  پا به دنیا میذاری .

اول از همه پاهاتو می گیرن و سر وته نگهت می

دارن تا نفس بکشی .

اگه معطل کنی , شرقی کوبیدن تو پشتت و اولین

کتک زندگی رو نوش جان کردی .

تازه این اولشه  !

تا حالا همه چی آماده بود ,

اما حالا :

گرسنه ای  , گریه کن .

خودتو خیس کردی , گریه کن  .

درد داری  , گریه کن  .

می ترسی , گریه کن .

یه کم که بزرگتر می شی  ,

عروسکتو از دست  دادی , گریه کن .

چیزی می خوای , پاتو بکوب زمین و گریه کن .

یه کمی بعد ؛ 

پدر بیماره , گریه کن .

مادر بیماره , گریه کن .

حالا دیگه وقتشه !

عاشق شو , گریه کن .

از دست بده , گریه کن  .

نامردی دیدی , تهمت و دروغ شنیدی  گریه کن .

دلت شکست , گریه کن . 

گریه کن تا شاید کمی دردتو تسکین بده .

شاید یه کمی سبکتر بشی . 

شاید یه کمی  آروم بشی .

اما افسوس !

یه روزی با یه کمی شیر آروم می شدی .

یه روزی تو بغل مادر همه دردا رو از یاد می بردی .

اما حالا چی ؟!

زیر بار درد داری از پا در میای .

سنگ نامردی رو سینه ت سنگینی می کنه و راه

نفس کشیدنتو بند آورده .

درد از دست دادن عزیزت داره داغونت می کنه .

استرس داری  , افسرده ای , می ترسی .

نفس کم اوردی , آه  پشت  آه .

خدایا ! 

تنگی نفس گرفتم  .

روی سینم یه سنگه , راه نفسم بند اومده .

آه خدا !

چکار کنم ؟

با این همه درد  ! 

خدایا  !  به چه جرمی ؟!

چرا این همه درد می کشم ؟! 

 

چطور می شه رها شد از این همه درد  ؟!

 

        باشد که همه موجودات از درد و رنج رها باشند 

 

                                                                                          شاد باشید ...